تحلیل عمیق کاهش نرخ اشتغالزایی در آمریکا و بازتابهای آن بر بازار سرمایه ایران
تحولات اقتصاد کلان در سطح بینالملل همواره به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی و جهتدهنده به بازارهای مالی جهان شناخته میشوند. در این میان، ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان، با انتشار دادههای دورهای خود نظیر نرخ تورم، تصمیمات نرخ بهره فدرال رزرو و به ویژه گزارشهای بازار کار، موجهای شدیدی از نوسان را در بازارهای کالایی و سهام ایجاد میکند. گزارش اخیر اداره آمار کار وزارت کار آمریکا نشاندهنده یک تغییر فاز جدی در روند اشتغالزایی این کشور است؛ رویدادی که به سرعت اثر خود را بر بازارهای جهانی کامودیتی گذاشته و به طور مستقیم و غیرمستقیم، پرتفوی سهامداران را در بازار بورس اوراق بهادار تهران تحت تأثیر قرار میدهد.
بر اساس آخرین دادههای رسمی، اقتصاد آمریکا در ماه ژوئن تنها ۵۷ هزار شغل جدید ایجاد کرده است. این رقم بسیار کمتر از انتظارات اولیه کارشناسان و تحلیلگران بینالمللی بود و نشان از یک ترمز شدید در روند رو به رشد بازار کار این کشور دارد. برای درک بهتر عمق این رکود نسبی، باید توجه داشت که نه تنها آمار ماه ژوئن با افت شدید مواجه شده، بلکه آمار دو ماه پیش از آن نیز دستخوش بازنگری کاهشی شده است؛ به طوری که آمار اشتغال ماه مه از ۱۷۲ هزار به ۱۲۹ هزار و آمار ماه آوریل با کاهش ۳۱ هزار تایی به ۱۴۸ هزار شغل اصلاح شده است. این بازنگریهای منفی نشان میدهند که ضعف در بدنه اقتصادی آمریکا عمیقتر از آن چیزی است که در گزارشهای اولیه تصور میشد.
ریشهیابی ساختاری اشتغال در بخشهای مختلف و شگفتی حوزه گردشگری
بررسی جزئیات این گزارش نشان میدهد که توزیع اشتغالزایی در این دوره بسیار نامتوازن بوده است. بخش خدمات حرفهای و کسبوکار با ایجاد ۳۶ هزار شغل، بخش بهداشت و درمان با ۲۲ هزار شغل و بخش خدمات اجتماعی با ۲۵ هزار شغل، عملاً بار اصلی این رشد ضعیف را به دوش کشیدهاند. در نقطه مقابل، بخشهای کلیدی و محرک اقتصادی مانند معدن، استخراج نفت و گاز، ساختمان، تولید، تجارت عمدهفروشی و خردهفروشی، حملونقل و فعالیتهای مالی در حالت رکود و بدون تغییر باقی ماندهاند.
اما بزرگترین شگفتی این گزارش، ریزش شدید اشتغال در بخش تفریح، گردشگری و مهماننوازی بود. این بخش برخلاف انتظارات خوشبینانه و در آستانه فصل پررونق تابستان، ۶۱ هزار شغل را از دست داد. این ریزش در حالی رخ داد که بسیاری از نهادهای مالی بزرگ مانند مؤسسه گلدمن ساکس پیشبینی کرده بودند برگزاری رویداد بزرگی مانند جام جهانی فوتبال میتواند پویایی ویژهای به این بخش ببخشد و دستکم ۴۰ هزار شغل جدید تنها در ماه ژوئن ایجاد کند. شکست این پیشبینیها نشان داد که فشارهای تورمی انباشتهشده و بالا ماندن نرخ بهره در آمریکا، قدرت خرید مصرفکنندگان را برای هزینهکرد در امور رفاهی و تفریحی به شدت کاهش داده است.
تحلیل نرخ مشارکت و لایههای پنهان بیکاری
هرچند ظاهر آمار نشان میدهد که نرخ بیکاری رسمی با کاهشی جزئی از ۴.۳ درصد به ۴.۲ درصد رسیده است، اما تحلیل عمیقتر نیازمند بررسی شاخصهای دقیقتری مانند نرخ بیکاری گستردهتر (یو-سیکس) و نرخ مشارکت نیروی کار است. نرخ بیکاری گسترده که شامل افراد دلسرد از جستوجوی کار و شاغلان پارهوقت اجباری است، از ۸.۱ درصد به ۷.۹ درصد کاهش یافته است. با این حال، محرک اصلی این کاهشها نه افزایش واقعی استخدام، بلکه خروج ناامیدانه بخشی از فعالان بازار کار از چرخه جستوجو بوده است.
این فرضیه با کاهش ۰.۳ درصدی نرخ مشارکت نیروی کار و رسیدن آن به ۶۱.۵ درصد تأیید میشود؛ عددی که پایینترین سطح از ماه مارس ۲۰۲۱ به شمار میرود. کاهش نرخ مشارکت نشان میدهد که جمعیت کمتری فعالانه به دنبال کار هستند و این امر به طور کاذب نرخ بیکاری رسمی را پایین نگه داشته است. در همین حال، گزارشهای همسو مانند گزارش بخش خصوصی ایدیپ التی (که از ایجاد ۹۸ هزار شغل خبر داد) و ثبات در گزارش فرصتهای شغلی (جیاوالتیاس)، حاکی از آن است که شاغلان فعلی به دلیل ترس از شرایط آینده، تمایل بسیار کمتری به ترک مشاغل خود و ریسک برای یافتن فرصتهای بهتر دارند.
سیاستهای فدرال رزرو و واکنش بازار کامودیتیهای جهانی
کاهش شتاب اشتغالزایی در آمریکا، قویترین سیگنال برای توقف یا معکوس شدن سیاستهای انقباضی فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) است. زمانی که بازار کار تضعیف میشود، فدرال رزرو برای جلوگیری از رکود عمیق، ناگزیر به کاهش نرخ بهره بازخرید فدرال خواهد بود. کاهش نرخ بهره مستقیماً منجر به تضعیف شاخص دلار در بازارهای جهانی میشود. با افت ارزش شاخص دلار، قیمت جهانی کامودیتیها از جمله نفت خام، مس، روی، فولاد و به ویژه طلا با افزایش مواجه میشوند؛ زیرا قیمتگذاری این کالاها بر پایه دلار انجام میشود و با تضعیف دلار، خرید آنها برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر و جذابتر میشود.
بازتاب تحولات جهانی بر بازار بورس اوراق بهادار تهران
بازار بورس تهران به طور سنتی یک بازار کامودیتیمحور است. بیش از ۶۰ درصد از ارزش بازار بورس ایران را شرکتهای بزرگ پتروپالایشی، فلزات اساسی و استخراج کانیهای فلزی تشکیل میدهند. بنابراین، هرگونه تغییر در سیاستهای پولی آمریکا که منجر به نوسان قیمت جهانی کالاها شود، اثر مستقیمی بر سودآوری و قیمت سهام این شرکتها در تهران دارد. در ادامه این اثرگذاری را از دو دیدگاه بنیادی و تکنیکال بررسی میکنیم.
۱. تحلیل بنیادی شرکتهای بزرگ بورسی
با تضعیف بازار کار آمریکا و افزایش احتمال کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، قیمت جهانی فلزات رنگین مانند مس و روی مسیر صعودی به خود میگیرند. در بازار ایران، شرکتهای بزرگی مانند ملی صنایع مس ایران (با نماد فملی) و فولاد مبارکه اصفهان (با نماد فولاد) به شدت از این نوسانات متأثر میشوند.
- نماد فملی (ملی صنایع مس ایران): مس به عنوان فلز سرخ و دماسنج اقتصاد جهانی شناخته میشود. با افزایش قیمت جهانی مس در بورس فلزات لندن به دلیل تضعیف دلار، نرخ فروش داخلی و صادراتی فملی افزایش یافته که این امر مستقیماً حاشیه سود ناخالص شرکت را بهبود میبخشد و نسبت قیمت به درآمد (P/E) تحلیلی نماد را کاهش میدهد.
- نماد فولاد (فولاد مبارکه): هرچند بازار فولاد تا حدی تحت تأثیر تقاضای بخش ساختمانسازی چین است، اما کاهش نرخ بهره جهانی میتواند تقاضای کل را تحریک کرده و نرخهای صادراتی فولاد ایران را در بازارهای منطقهای تقویت کند.
- هلدینگهای پتروشیمی (مانند فارس و پارسان): ثبات یا افزایش قیمت نفت در محدوده بالای ۷۵ دلار به دلیل کاهش فشارهای انقباضی در آمریکا، موجب پایداری نرخ محصولات پتروشیمی نظیر متانول، اوره و پلیاتیلنها میشود که اثر مثبت مستقیمی بر سودآوری این هلدینگهای بزرگ دارد.
۲. تحلیل تکنیکال شاخص کل بورس تهران
از منظر تکنیکال، رفتار شاخص کل بورس تهران در مواجهه با اخبار مثبت جهانی اغلب با تأخیر اما با قدرت بالا همراه است. در زمانهایی که بازارهای جهانی به سمت رونق حرکت میکنند، تقاضا در گروههای لیدر بازار افزایش مییابد.
- سطوح حمایتی و مقاومتی شاخص کل: در سناریوهای تحلیل تکنیکال، در صورتی که شاخص کل در محدودههای حمایتی تاریخی خود (مانند مرز روانی ۲ میلیون واحد) قرار داشته باشد، پالسهای مثبت صادره از بازار کامودیتیها به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و به شکست مقاومتهای داینامیک و استاتیک کمک میکند.
- میانگینهای متحرک (Moving Averages): تقاطع میانگینهای متحرک کوتاهمدت (مانند ۵۰ روزه) با میانگینهای بلندمدت (مانند ۲۰۰ روزه) که به “تقاطع طلایی” معروف است، در زمان رونق بازارهای جهانی و افزایش حجم معاملات در بورس تهران راحتتر شکل میگیرد و نویدبخش آغاز یک روند صعودی پایدار خواهد بود.
- شاخص قدرت نسبی (RSI): خروج این اندیکاتور از محدوده اشباع فروش همزمان با کاهش فشارهای اقتصادی جهانی، تاییدکننده ورود پول هوشمند به سمت سهام بنیادی و بزرگ بازار است.
مدیریت ریسک داراییها در زمان نوسانات جهانی
در شرایطی که اقتصاد جهانی با نااطمینانیهای متعددی نظیر نوسان نرخ اشتغال در آمریکا، تنشهای ژئوپلیتیک و نوسانات نرخ ارز در داخل مواجه است، سرمایهگذاری مستقیم در بازار سهام نیازمند تخصص بالا، رصد مداوم اخبار و تحلیل تکنیکال و بنیادی دقیق است. برای سرمایهگذارانی که زمان یا تخصص کافی برای واکاوی این متغیرهای پیچیده را ندارند، استفاده از ابزارهای سرمایهگذاری غیرمستقیم مانند صندوقهای مشترک و صندوقهای قابل معامله (ETF) بهترین راهکار برای صیانت از ارزش داراییها و کسب سود معقول است.
صندوقهای سرمایهگذاری با بهرهگیری از مدیران تحلیلگر حرفهای، پورتفوی متنوعی از سهام، اوراق درآمد ثابت و سپردههای بانکی تشکیل میدهند تا ریسک سیستماتیک بازار را به حداقل برسانند. در بازار سرمایه ایران، برخی از این صندوقها به دلیل عملکرد درخشان و ساختار مدیریتی قوی، به عنوان گزینههای برتر شناخته میشوند.
لینک ثبت نام در صندوق های سرمایه گذاری لوتوس پارسیان:
https://lotusib.ir/sejam/signup-step-one?ref_value=۵۲۷۵۶۴
لینک ثبت نام در صندوق های سرمایه گذاری فارابی:
https://account.irfarabi.com/reg/?ref=WH۲۰۷۴
نقش صندوقهای طلا و درآمد ثابت در هج کردن ریسک
با کاهش نرخ اشتغال در آمریکا و افزایش احتمالی قیمت جهانی اونس طلا، صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا در بورس تهران نیز جذابیت دوچندانی پیدا میکنند. این صندوقها که دارایی خود را در گواهی سپرده سکه طلا و شمش طلا سرمایهگذاری میکنند، بازدهی کاملاً همبسته با قیمت اونس جهانی و نرخ دلار آزاد دارند. بنابراین، سرمایهگذار میتواند بدون دغدغههای امنیتی ناشی از خرید فیزیکی طلا، از رشد قیمتهای جهانی منتفع شود.
از سوی دیگر، در زمانهایی که ابهامات بازار بالا است، صندوقهای درآمد ثابت با پرداخت سودهای دورهای منظم و بدون ریسک، پناهگاه امنی برای بخش مهمی از پرتفوی سرمایهگذاران هستند تا در زمان مناسب، جابهجایی دارایی به سمت صندوقهای سهامی صورت گیرد.
نتیجهگیری و چشمانداز پیش رو
گزارش ضعیف بازار کار آمریکا در ماه ژوئن پیامی واضح به بازارهای مالی صادر کرد: دوران افزایش تهاجمی نرخ بهره به پایان رسیده و اقتصاد جهانی خود را برای یک فاز پولی جدید آماده میکند. این تحول کلان اقتصادی، محرک قدرتمندی برای بازارهای کالایی خواهد بود. سهامداران در بازار بورس تهران باید با رصد هوشمندانه این متغیرها، چینش پرتفوی خود را به سمت صنایع صادراتمحور و کامودیتیبیس که پتانسیل رشد بالایی دارند تغییر دهند و یا با واگذاری مدیریت دارایی خود به صندوقهای سرمایهگذاری معتبر، ریسکهای این گذار اقتصادی را مدیریت نمایند.
